من یه معلولم من که برای کار های شخصی و

مهمم نیاز به کمک دارم معلولیت جرم نیست و

یه معلول مجرم نیست اما از یه مجرم هم بیشتر

تقاص پس میده مخصوصا وقتی زیر منت کس و

ناکسه. معلول فقط نباس بخوره و بنشینه سر جاش

یک معلول هم حق داره وقتی تبعیض میبینه اعتراض

کنه و اعتراضش شنیده بشه نه سرکوب حق یه

معلول فقط خوردن و خوابیدن نیست آرامش روانی

و فکری حق هر انسانیه حتی معلولین. عشق و محبت

و درک و شنیده شدن نیاز هر انسانه حتی معلولین

من دلسوزی مسخره و نمایشی نمیخام من من از

اینکه ازم مایه بذارن بدم میاد مثلا وقتی گرسنه ان

بگن رضا گرسنه شه وقتی از صحبتی بدشون میاد

میگن رضا بدش میاد در حالی که نظرم برای کسی

مهم نیست و فقط موقعی که ازم مایه میگذارن مهم

میشه من من حق دارم گاهی تنها باشم و دور از

اینهمه آدم که فقط موقع نیاز با هم خوبن و در سایر

مواقع حتی حال همو نمی پرسن و فقط با دورویی

صمیمیت رو نشون میدن و فقط منتظر یه آتو هستن

چه کوچیک چه بزرگ تا چنان همو زمین بزنن و با

زمین زدن بقیه خودشونو بالا بکشن و با خوشحالی و

احساس غرور پیروزمندانه برن سراغ نفر بعدی و

خودشون با دورویی بشن سوگولی و همینطور ادامه

بدن و عمر رو تلف کنن آه من یه معلولم و سالهاست

زیز به ریز مسائل و مشکلات رو می بینم و میشنوم

گاهی نفسم میگیره و گاهی بی اختیار فقط میشینم و

فقط گیم بازی میکنم و دستم به هیچ کاری نمیره جز

گیم و نوشتن و موزیک بازم نمیتونم فکر و خیال و

تنگی نفسم رو جبران کنم از آینده مبهم خودم که با

پایان معلولیت ختم بخیر میشه یا به شکل دردناکی

تموم میشه اونم زیر خروار ها کینه و حسادت و

تهمتی که فکر و خیال رو از حد میگذرونه و با

منت ها و نفرین و تهمت که بهم زده میشه مثل

از روی بدجنسی زیاد کار میگی؟ جالبه هیچکس

درک نمیکنه که من چی میکشم و میگن خوش به

حالش چه روحیه ای داره من اگه بودم دق میکردم

از بی غیرتیه و روحیه اشه که تا حالا زنده مونده

آه دردایی که آدما به من دادن از درد معلولیت با

وجود همه مشکلاتش بیشتر بود من فقط از آدما

انتظار دارم دروغ نگن و دورو نباشن. و کاری

برام میکنن منت نگذارن و توقع نداشته باشن که

من بدهکارم و مدیونشونم اونقدری که اگه منتی

گذاشتن یا تبعیض قائل شدن یا خر کردن ازشون

ناراحت نشم من آدمم و احساس دارم مزدور یا

مدیون کسی نیستم و کسی مدیون من نیست و اگه

تبعیضی بین من و کسی میشه حق دارم اعتراض

کنم و اگه کسی داره کاری میکنه که کینه و دعوا

رخ بده یا احتمالش رو بوجود بیاره حق دارم ازش

دور بشم. از همه آدمایی که دورو هستن و دروغگو

هستن حق دارم دور بشم و از قلبم بیرون بندازم برا

همیشه حق دارم نخام ببینم کسایی که یه عمر استرس

و حرصم دادن. از آدمایی که تیکه میندازن و فقط

به سمت کسی میرن که براشون فایده و سود داره

و بقیه رو هم فقط واسه مواقع سرباز کردنشون خر

میکنن و اگه به دردشون نخورن تازه روی خودشون

رو نشون میدن. من یه معلولم ولی رباط نیستم که

احساس نداشته باشم و ابزار نیستم که برا خر کردن

ازم سو استفاده بشه و خر نیستم که هزاران فحش

و تهمت بهم بزنن و با یه بوس بدون معذرت خواهی

فراموش کنم و کودن نیستم که نفهمم کسی که واسه

یه شام خوردن برام وحشی میشه دوست نیست دشمنه

و زبون چربش نمیتونه چهره اش رو بپوشونه و با

خیال راحت گول بخورم یا الکی به باد تکیه کنم تا

دوباره اعتمادم خورد بشه. من فقط آرامش میخام

و امید و کمک بدون منت بدون انتظار تشکر من

فقط میخام دور باشم از کسایی که دوستشون ندارم

البته همیشگی نمیشه چون هیچ کس رو دوست ندارم

و سالهاست به کسی اعتماد ندارم.