15 دقیقه درباره ی خودم 4 شغل1

حالا که تو اوایل مهر هستیم، میخام درباره یه

سوال کلیشه‌ای اما مهم حرف بزنم که تو مدرسه

ازمون میپرسیدن. شغل آینده. دوست داری تو

آینده چیکاره بشی؟. خلبانی شغلیه که بیشترمون

تو بچگی حداقل یک بار بهش فکر کردیم اما

در نهایت تعداد زیادیمون تو همون اوایل از

بین گزینه ها حذفش کردیم. جواب این سوال

که میخای چیکاره بشی برام سخت بود اما تو

مدرسه بعد کلی فکر مغازه دار شدن رو برای

جواب انتخاب کردم. اما اونم مثل خلبانی از

بین گزینه هام خط خورد و جاشو به مجری

شدن داد مثل عمو پورنگ.یه مدت زیادی با

این آرزو جلو آینه برای خودم اجرا میکردم

و حتی با مهدی پسر دایی هم جلو آینه اجرا

داشتیم. اما وقتی برای اولین بار موبایل دست

گرفتم و وارد دوربینش شدم عاشق فیلمبرداری

و فیلمسازی شدم. با اینکه کیفیت دوربین سونی

اریکسون w810 خیلی پایین بود اما منو وارد

دنیای قشنگ فیلمبرداری و فیلمسازی کرد.

همون اول از اسباب بازیم اولین فیلم رو ضبط

کردم. یه چسب به گاو زدم و کشیدنش که انگار

خودش راه میره. توی 12 سالگی تصمیم گرفتم

فیلمساز بشم.

نامه ای به خودم

سلام از آینده

از اواخر 27 سالگی

ارسال به رضا جوادی

تولد 21 سالگیت مبارک.

بدون روزای سختی رو پیش رو داری و شش سال

تنهایی واقعی رو تجربه میکنی. سعی نکن از حق

کسی دفاع کنی. چون بارها جای مظلوم و ظالم

عوض میشه و آخرش میفهمی هیچکس مظلوم نیست

جز خودت و نباید اهمیت بدی چون عدالتی وجود نداره

که بخواد اجرا بشه فقط لج و لجبازی و انتقام و ایراد

گرفتن از همدیگه س و یه سرگرمی عادیه و بازی

مسخره سر قدرته. و غیبت هایی که ازشون میترسی

برای لجبازی و توجیه اشتباهات خودشونه. نترس

و اهمیت نده چون چیزی برای از دست دادن نیست

آدما موقع احتیاج با هم خوب میشن حتی تو اوج تنفر

و وقتی به هم نیاز نداشته باشن یا حوصله شون سر

بره لج و لجبازی میکنن و دعوا میکنن و دنبال مقصر

میگردن. اگه یه روز انگشت اتهام به سمتت گرفته

شد تحمل کن ناراحت نشو چون تازه اولشه و تهمت

های بزرگ تری بهت زده میشه و حکم هم صادر و

اجرا میشه و بی گناه کتک هم میخوری. باورت نمیشه

اما واقعیته. بدون هیچ قدرتی برای کنترل اوضاع

نداری و فقط سکوت بهترین راه حل برای کمتر

شدن دردسر هاته و اعتراض به تبعیض از جرم

های سنگینه و حکمش حداقل دو هفته گیر دادن و

یا کتک و تهمت زدن در همون لحظه س.

فکر نکن با تحریم کردن غذا ها میتونی انتقام

لجبازی های بچگانه موقع خواب رو بگیری

و باعث کمتر شدنش بشی یا تهمت ها

و دعوا هایی که باهات میکنن رو کمتر کنی و بهت

کمتر توهین میشه و به خواسته هات که فقط توهین

نکردن و گیر ندادن بهته میرسی نه فقط بهونه ای

میشه برای دشمنات و پلی برای دردسر های بیشتر.

سکوت کن. راه حل خوبی نیست اما تنها راهه.

برای خانواده تلاش نکن. تک تک اعضای خانواده

اهمیتی برای خانواده قائل نیستن و مردم پرستی و

اعتماد به مردم ؤ پول مهمتره براشون.

آره تنهایی و قبولش کنی کمتر درد میکشی.

هر سری یکی از اعضای خانواده رئیس میشه و با

قدرتشون فقط دعوا راه میندازن تا قدرتشون بیشتر

بشه و آخرشم از اون بالا میوفتن و دوباره برای قدرت

جنگ و جدال راه می اندازن و تو این تصاحب قدرت ها

متوجه میشی مظلومی وجود نداره و همه آدمایی که

میشناسی بعد تصاحب قدرت و هنگام لجبازی شدیدا

ترسناک و بی رحم میشن. فقط به خودت فکر کن و

تنهایی رو بپذیر و با فضای مجازی جبرانش کن.

میدونم سخته ولی اگه سکوت نکنی سخت تر میشه.

هیچ توضیحی نده آدما فقط با دیدگاه خودشون قضاوت

میکنن. از توضیحت هم سو استفاده می‌کنند.

غول مرحله آخری وجود نداره مرحله آخر مرگه

پس صبر نکن تا بعد غول مرحله آخر زندگی کنی.

زندگی مجازی

معلولیت باعث شده بخش طولانی از عمرم مجازی بشه.

قبلا زورم می رسید و برا قدم زدن و رانندگی به بازی

GTA سن آدریاس میرفتم و یکی دو ساعت مجازی

زندگی میکردم. گاهی کلافه میشدم گاهی از تخیلم

استفاده میکردم. مدتی هم gta iv بازی میکردم.

موسیقی و کلیپ های آپارات و عکس کودکان به

همراه فیلم سرگرمی های روزانه ی من بودن.

تو تلگرام و نی نی وبلاگ و سایر صفحات مجازی

دنبال نی نی میگشتم. و خاطرات نی نی ها رو میخوندم

صدف،طهورا،سارا،عسل،امیر حسین،سارا و ثنا،حدیث و

برخی وبلاگ ها دیر به دیر آپ میشدن و بعضی هم

خودم دیر به دیر سر میزدم. اینجا رو برای سرگرمی

ساختم. و خیلی براش زحمت کشیدم. از چت روم ها

بدم میومد. تو این وبلاگ دوستان زیادی پیدا کردم

و وبلاگ های متنوع و خلاقانه ای رو دیدم. اندازه

نوک سوزن با کد نویسی آشنا شدم و سر محدودیت

ها کلی سر مدیر بلاگفا غر زدم. بدون نگاه به کیبورد

تایپ میکردم و کم کم زورم فقط به موس محدود شد.

فقط تابستونا رفیقام بودن و بعد اون تنها میشدم و

سعی میکردم با مطالعه مطالب روانشناسی کودک

آینده پدر خوبی بشم. با کانال تلگرام فرشته های

کوچولو سعی کردم با بقیه به اشتراک بگذارم.

اما بخاطر استقبال کم و نا امیدی تعطیل شد.

از وقتی با اینستا آشنا شدم دیگه نیاز به جستجوی

عکس و کلیپ نی نی تو گوگل و آپارات نداشتم

هر چند هنوز برام با ارزش بودن اما دیگه نیاز

نبود کلی دنبال عکس و کلیپ بگردم یه منبع

بی پایان از پیج کودکان ایرانی و خارجی.

به راحتی پیج نی نی هایی که تو تلگرام میدیدم

دسترسی داشتم. اوایل بخاطر مصرف حجم بالا

به اینستا نمیرفتم اما بعد بخاطر دیدن نی نی بیشتر

اینستا میرفتم. بدی دنیای مجازی اینه که همه چیز

مجازیه و از پشت پیکسل ها حس واقعی بودن

نمیده اما با این حال گاهی یادم میرفت و حس میکردم

اونجا حضور دارم، با وجود کیفیت پایین کلیپ ها.

بچه ها رو تا دوسالگی فالو میکردم و به اصطلاح

شوت میکردم همون آنفالو رو شوت میگفتم.

چون تعداد زیاد بود و حیف بود دوران نوزادی

بچه ها رو از دست بدم. اما دیدم اینطوری

نمیشه و آدرس همه رو بوکمارک میکردم.

تا سر فرصت به همشون سر بزنم. از بدی

های دنیای مجازی اینه که برا همه فقط یه

سرگرمیه اما برای من شده کل زندگیم و

با وجود وسیع بودنش و متنوع بودن سرگرمی

ها بعنوان کل زندگی کافی نیست و فقط تماشای

زندگی از دوره، شبیه انیمیشن 22 در برابر زمین.

با این تفاوت که امید برای ورود به زندگی هر روز

کمتر میشه و بخش ترسناکش اینه که همین زندگیه

و با وجود سخت گذشتن، سالهای زیادی رو پشت

سر گذاشتم در حالی که تو دوران کودکی جا موندم.

تو زندگی واقعی هیچی ندارم حتی حرف زدنمم

فقط با آشنایان راحته. و فقط موقع چت خود واقعیمم

و تو دنیای مجازی تنهام و تو دنیای واقعی خیلی

تنها تر و غریب تر. بخاطر آدما و بیماری دنیای

واقعی کابوسه و دنیای مجازی دلگیر و کسالت آور

و باید تو هر دو بی احساس باشی واگرنه داغون میشی

نباید وابسته باشی و اعتماد کنی چون همه چیز به تار مو

بنده. تو واقعی یهو میبینی کسی که فکرشو نمیکردی داره

به بد ترین شکل توهین میکنه خوردت میکنه، تهمت میزنه

و محکومت میکنه و تنبیه میکنه، تو مجازی ممکنه دیگه

رفیقت آنلاین نشه یا خداحافظی کنه،وبلاگ آپ نشه یا

رمزدار بشه مثل وبلاگ طهورا و نازنین و سارا.

در حالی که هیچ دلیل منطقی واسش پیدا نمیکنی.

رم یا فلش بسوزه و فایل هات پاک بشن. پیجت دیسیبل

بشه و همه لایک و کامنت ها پر پر بشن.سالها هر روز

خبر بد بشنوی و اگه درگیر اتفاقات بشی افسرده میشی

و ببینی آدرس پیج نی نی ها عوض شده یا کلا از اینترنت

حذف شده یا خصوصی شده مثل پیج گلوریا لیانا و...

و از همه بد تر به بهانه اعتراضات و امنیت اینستا

و تلگرام و خیلی جا ها رو فیلتر کنن و روبیکا و

سروش و بله رو بهت تحمیل کنن و فیلترشکنا رو

از کار بندازن و فیلم ها رو به بد ترین شکل ممکن

سانسور کنن. زوم و حذف سکانس هایی که مشکلی

نداره. به زحمت وارد تلگرام بشی و اخبار بد و آه

افسردگی بگیری. و تنهایی گریه کنی.

امروز خیلی دلم گرفته. چیزایی حسرت شدن که

نیاز های اصلی یک انسانن. افسرده نیستم اما حالم

خیلی داغونه و خستم. هیچ نشانه ای یا راهی نیست

برای رفع مشکلاتم و تموم نمیشن. و هر چی تلاش

میکنم همون آش و همون کاسه س. غذامو کم کردم

هنوز چاقم، روزی بیشتر از نیم ساعت دراز کشیدم هنوز

جوش باسن دارم که امونمو بریده. تو بیمارستان هیچ

امیدی نداشتم و میگفتم که چی باز بعدش برمیگردم

سر خونه اول چون اینجا معلولیتمو درمان نمیکنن

فقط دارن ریه هامو درمان میکنن. اما با این حال

بیشترین همکاری رو میکردم تا اوضام از این بد
تر نشه. چون جا واسه درد بیشتر ندارم.

میترسم 1

از مرگ میترسم از زندگی نکردن میترسم از

زندگی میترسم،خود زندگی ترسناک نیست

چالش ها و مشکلات ترسناکن. محکومیم به

مواجه شدن باهاشون. هیچی خود به خود حل

نمیشه نمیشه جا زد یا دنبال مقصر گشت.

باید باهاشون جنگید و هرچقدر خسته باشیم

نمیتونیم جا بزنیم واگرنه غول بزرگ افسردگی
منتظر یه فرصته تا دوباره پر قدرت برگرده

و ما رو زمین بزنه. هرچند گاهی بجای جنگیدن

با مشکلات با همدیگه می جنگیم. بگذریم.

من شاخ غول افسردگی رو با کمک نی نی

ها شکستم و تقریبا بیماری جدیدم رو شکست

دادم. بعد بیمارستان تو مصرف نت خسیس

نیستم و از روزی 400 مگ به یک گیگ

رسوندم و تاثیر زیادی رو رفع افسردگیم داشت

هر چند هنوز تو سخت ترین دوران نقاهتم و

هیچ حق انتخابی ندارم جز حفظ روحیه ام
هر چند تو این شرایط دنیا و بیماریم کار خیلی

سختیه و خیلی وقتا غیر ممکنه ولی مجبورم

اینطوری ادامه بدم. و به ترس هام فکر نکنم

مخصوصا اونایی که فقط احتمالن و چاره ای

هم براشون ندارم. میدونم بخاطر بیماری هام

افسردگی بازم برمیگرده مثل غم و اندوه ها و

درد بد بار بودن جام و درک نشدن و تنهاییم توی

آخر شب که غول مرحله آخر هر روز منه

و با کمک فشار خواب و فکر کردن به لیانا

جون شکستشون میدم. افسردگیمو هم دوباره

شکست میدم با کمک دیدن نی نی هام لیانا

نورا،هامان و هیما، نیلسا،برکه،آسا،سلین و

همه نی نی های مجازیم هم ایرانیا و خارجیا.

راستی جدیدا پانیذ خانوم هم به نی نی هام

اضافه شده که باباش آشپزه و دنبال پیجش بودم

و دخترخالم برام پیجشو پیدا کرد و فالوش کردم

امروز حالمو خیلی خوب کرد. خیلی طولانی

شد. توی میترسم 2 بیشتر از ترس هام مینویسم .

لطفا با بچه ها مهربون تر باشید و سعی کنید با

کمک تجربه و علم کمی دنیا رو براشون قشنگ تر

و امن تر کنین. باز نفسم تنگ شد برم زیر ماسک

و دراز بکشم تا بهتر بشم و تپش قلبم پایین بیاد.

نامه ای به لیانا جون

سلام

لیانا جون من کلی عکس و کلیپ و استوری ازت دانلود کردم که تقریبا هر روز می‌بینم و لذت میبرم. خنده هات شیطونی هات، لبخندت، نگاهت آخ نگاهت باعث میشه نفسم‌ بند بیاد. و به قولی قلبم اکلیلی میشه.بعد چند سال هنوز کلیپ ها و خاطراتت تکراری نشدن و نمیشن. مامانت چند سال پیش گفت وقتی بیام تهران اجازه میده از نزدیک ببینمت. اما بیماریم باعث شد نتونم بیام. ممنونم بخاطر حال خوبی که بهم هدیه دادی. پیجت بوی زندگی میداد و حس قشنگی

داشت. بعد دیسیبل شدنم فهمیدم پیجت خصوصی شده

از اون موقع هرچی تلاش کردم

نتونستم فالو ات کنم. نمیدونم چرا، چی شد. هر پیجی رو که

فکر بکنی انتظار خصوصی شدنش رو داشتم و هنوز باورم

نمیشه و برام عجیب و غیر منتظره س که پیجت خصوصی شده و دایرکت رو هم چک نمی‌کنید. شاید موضوع حق نشر بوده. هر چی بود خیلی

ناخوشایند بود برام. با اینکه هزار و دویست تا عکس و کلیپ و استوری ازت دارم اما باز دلم میخواست پیجت باز

باشه و سر بزنم و مثل سوین و بنیتا و صدف از احوالت باخبر

باشم. با این حال با وجود موافق نبودن به تصمیم والدینت احترام می‌گذارم.

من از همه بچه ها بیشتر دوستت دارم. شبیه دوست داشتن والدین و بچه هاشون.

با وجود اینکه بچه های خوشگل تری هم هستن اما بچه ی خودشونو بیشتر دوست دارن و به چشمشون زیباترینه.

باعث شدی اسم لیانا قشنگ ترین اسم دختر باشه که شنیدم

امیدوارم همیشه حالت خوب باشه و تو تمام مراحل زندگی

موفق باشی. این آرزو رو برای شما و همه بچه های دنیا دارم.

با عشق یه قلب نارنجی تقدیم به لیانا جون

@lianadadashi