میترسم 1

از مرگ میترسم از زندگی نکردن میترسم از

زندگی میترسم،خود زندگی ترسناک نیست

چالش ها و مشکلات ترسناکن. محکومیم به

مواجه شدن باهاشون. هیچی خود به خود حل

نمیشه نمیشه جا زد یا دنبال مقصر گشت.

باید باهاشون جنگید و هرچقدر خسته باشیم

نمیتونیم جا بزنیم واگرنه غول بزرگ افسردگی
منتظر یه فرصته تا دوباره پر قدرت برگرده

و ما رو زمین بزنه. هرچند گاهی بجای جنگیدن

با مشکلات با همدیگه می جنگیم. بگذریم.

من شاخ غول افسردگی رو با کمک نی نی

ها شکستم و تقریبا بیماری جدیدم رو شکست

دادم. بعد بیمارستان تو مصرف نت خسیس

نیستم و از روزی 400 مگ به یک گیگ

رسوندم و تاثیر زیادی رو رفع افسردگیم داشت

هر چند هنوز تو سخت ترین دوران نقاهتم و

هیچ حق انتخابی ندارم جز حفظ روحیه ام
هر چند تو این شرایط دنیا و بیماریم کار خیلی

سختیه و خیلی وقتا غیر ممکنه ولی مجبورم

اینطوری ادامه بدم. و به ترس هام فکر نکنم

مخصوصا اونایی که فقط احتمالن و چاره ای

هم براشون ندارم. میدونم بخاطر بیماری هام

افسردگی بازم برمیگرده مثل غم و اندوه ها و

درد بد بار بودن جام و درک نشدن و تنهاییم توی

آخر شب که غول مرحله آخر هر روز منه

و با کمک فشار خواب و فکر کردن به لیانا

جون شکستشون میدم. افسردگیمو هم دوباره

شکست میدم با کمک دیدن نی نی هام لیانا

نورا،هامان و هیما، نیلسا،برکه،آسا،سلین و

همه نی نی های مجازیم هم ایرانیا و خارجیا.

راستی جدیدا پانیذ خانوم هم به نی نی هام

اضافه شده که باباش آشپزه و دنبال پیجش بودم

و دخترخالم برام پیجشو پیدا کرد و فالوش کردم

امروز حالمو خیلی خوب کرد. خیلی طولانی

شد. توی میترسم 2 بیشتر از ترس هام مینویسم .

لطفا با بچه ها مهربون تر باشید و سعی کنید با

کمک تجربه و علم کمی دنیا رو براشون قشنگ تر

و امن تر کنین. باز نفسم تنگ شد برم زیر ماسک

و دراز بکشم تا بهتر بشم و تپش قلبم پایین بیاد.

این دنیا 6

نمیدونم چمه چرا هر روز احساساتی تر میشم. نگرانی هام با دیگران فرق داره. نگرانی هایی که خوابو از دیگران می‌گیره برا من نگران کننده نیست. اما نگرانی هام برا دیگران نگران کننده نیست. قبلا بچگیام مورچه،ملخ،مگس و سوسک می‌کشتم اما الان از کشتن غیر عمدی هم ناراحت میشم.

از خیلی چیزا راحت بهم می‌ریزم و میرم تو خودم. یهو دلم می‌گیره. کلافه و کسل میشم. قلبم از این بیماری ها سوراخ سوراخه. کاش می‌شد بچه ها مریض نشن. حالم از اینهمه تبعیض بهم میخوره. چی میشد اگه همه بچه ها با پدر و مادراشون کلی بخندن و شادی کنن. مگه چی میشه بچه ها مریض نشن. فقر رو تجربه نکنن و سرپرست خوب داشته باشن، کتک نخورن،آزار نبینن،نترسن،حسرت نخورن،گرسنگی رو نچشن،کشته نشن. برای بعضی بچه ها خوشحالم اما دلم میخواست همه بچه ها حالشون‌ خوب باشه و همیشه بخندن. اینکه میگم بچه ها منظورم حداقل یه استثنا بود برا بچه ها. دلم خيلی از این دنیا پره. هر چی بیشتر درد های این دنیا رو لمس میکنم بیشتر ازش متنفر میشم.

آخه ماسک تنفسی رو صورت بچه ینی چی،سرطان و بد رگ بودن ینی چی، بیمارستان کودکان ینی چی؟ بچه بد سرپرست ینی چی؟ قتل و آزار کودکان ینی چی؟ گرسنگی کودک ینی چی؟ کودک معلول ینی چی؟ کودک نابینا ینی چی؟ بچه ی تشنه ی محبت ینی چی؟ یکی بیاد توضیح بده منطق این دنیا چیه؟ چطور میشه گفت خدا مهربونه؟ و هست. حالم خیلی بده خیلی.

اگه نی نی ها نبودن شاید تا الان دق کرده بودم. دیدن نی نی ها افسردگی و ناامیدی قبل و بعد بیمارستان رو درمان کردم. با دیدن نی نی،فیلم،موسیقی،غذا اینهمه سال بیماری هام رو تحمل کردم. گاهی اونقدر افسرده و کسل می‌شدم که حتی حوصله دیدن نی نی هم نداشتم. الان که دار‌م مینویسم نفسم باز تنگ شده سینه ام‌ درد میکنه.خستم

از اینهمه درد. دیگه جا ندارم برا مریضی بیشتر. حالم از این دنیا بهم میخوره.

نامه ای به لیانا جون 2

فکر میکردم جواب دایرکت رو ندین اما

والدینت جواب دادن. خیلی محترمانه و

منطقی همه سوال ها و پیام هام رو جواب

دادن و خیلی خوشحال شدم.

دلیل قفل شدن پیجت احترام به حریم شخصی

هست و من همانطور که قبلا گفتم به این تصمیم

احترام میگذارم.

کاش میشد جای پدر و مادرت بودم و توی

یک سالگیت بغلت میکردم. هنوز خودمو

لایق پدر شدن نمیدونم اما از وقتی که

والدینت جواب دایرکت ام رو محترمانه

دادن. تصمیم گرفتم تلاش کنم بعد خوب

شدن بیماری هام همه تلاشمو

بکنم تا لایق پدر شدن بشم.

البته هیچ پدر و مادری کامل نیستن.

تو اوج بیماری از انتظار مرگ انگیزه ام این شد.

چون والدینت وقت گذاشتن و محترمانه جواب دادن.

من نی نی و بچه زیاد فالو دارم
از همه شون بیشتر دوستتدارم.

اما اینو بدون هیچکس اندازه

والدینت دوستت نداره.

دلم میخواد دنیا رو برای‌ شما و همه بچه ها زیبا کنم.
اما قدرت تغییر دنیا رو ندارم.
دلم میخواد پاک کن بردارم و بیماری،و ناامنی و

انواع فقر و جنگ و مرگ کودکان رو

حذف کنم. و دنیا پر بشه از آرامش

آرامشی از جنس خنده های بچه ها.
ممنون بابت خاطرات قشنگت. دوستتدارم.

@lianadadashi