خانواده
سلام
خانواده همیشه توی اولویته و اگه نباشه اون فرد
هر کس باشه در اشتباهه. اگه کسی ازدواج کرد
صاحب دو یا چند خانواده میشه برای مثال خودش
و همسر و در آینده فرزندش میشن خانواده درجه
یک و در اولویت. خانواده درجه دوم یعنی والدین
و خواهر و برادری که هنوز ازدواج نکردن یا
مستقل زندگی نمیکنن، خانواده درجه سه هم میشن
خواهر یا برادرانی که ازدواج کردن یا مستقل ان
برای والدینی که بچه هاشون ازدواج کردن هم
همسر یا فرزند عضو خانواده درجه یک هستن و
اگه همه ازدواج کردن خودشون و همسرشون درجه
یک و بچه های متاهل درجه دو هستن پس اولویت
وقت گذاشتن و غیره برای خانواده درجه یک هست.
بعد دوستان یا فامیل توی درجه های بعدی قرار دارن
این سه درجه مثلث محبت نام داره و باید به همشون
اندازه سیر شدن احترام و ارزش و محبت و امنیت و
آرامش نثار کرد و شنونده بود و براشون وقت گذاشت
اونقدری که اعتماد ریشه محکمی پیدا کنه و دروغ به
هر کدوم ریشه رو خشک میکنه هر چند کوچک ناچیز
خیلی تلاش کردم خانواده داشته باشم فکر میکردم که
خنده های با هم ما رو به هم نزدیک میکنه فهمیدم که
خنده ها پوشالیه و همه موقع نیاز همدیگه رو دوست
دارن دقیقا چند دقیقه بعد (همه) پشت سر هم حرف
زدن یا منت گذاشتن و این خود باطن کثیف آدم هاست
و ازش متنفرم تقریبا سعی کردم از دعوا ها جلوگیری
کنم خیلی جا ها موفق شدم خیلی جا ها ظالم و مظلوم
رو اشتباه گرفتم بعد فهمیدم هیچکس مظلوم نیست فقط
شرایط زور گفتنش پیش نیومده فهمیدم هیچکس از بین
اطرافیانم خوش اخلاق نیست یا داره خر میکنه یا...
نتونستم موقع فتنه ها همیشه مثل بچه شتر باشم که
نه بتونن ازم شیر بدوشن نه سوارم بشن اما یه چیز
رو خوب فهمیدم اگه تبعیض دیدم حتی اگه تنها فرد
عزیز زندگیم باشه حتی اگه شدت تبعیض بیشتر از
حد باشه و نثارم فحش و دعوا بدون جرم باشه و برا
بقیه محبت و کوبیدن بچه مردم تو سرم حتی مرده ها
بازم سعی نکنم رفتارش رو عوض کنم چون لیاقتمو
نداره و بهترین انتخاب یعنی تنهایی و قوی شدنمه.
تنهایی بده ولی باید یاد گرفت تنها بود تا به آرامش
رسید من نمیتونم رفتار بقیه رو تغییر بدم خر کردن
یا دعوا هم تاثیر نداره. غرور و وجدانم جلوی خر
کردن بقیه توسط خودم رو میگیره
و دعوا هم فقط عذابم رو بیشتر
میکنه و باعث سو استفاده لاشخورای کثیف میشه.
اما یه چیز دیگه رو هم فهمیدم وقتی کسی اجازه
نمیده رفتار درست و غلطش رو تغییر بدم من هم
اجازه دارم خودم انتخاب کنم که با کسی قهر کنم
یا نه چه زیر منت باشم چه نباشم من یاد گرفتم با
رفتار بقیه کاری نداشته باشم خودم حق انتخاب دارم
و گرو کشی نیاز های مهم من هم نباید مانعم بشه
زندگی هم فقط یکباره و بیش از حد درد داره پس من
حق انتخاب دارم کسایی که آرامشمو بهم زدن رو با
قهر کردن از فکر و خیالم دور بریزم و ازش دور
بشم حتی اگه مورد علاقه ی عزیز دردونه خانواده
باشه. و در آخر اگه خانواده دارین خوش به حالتون
چون خانواده چیز با ارزشیه اما من ندارم.
سلام من رضا جوادی متولد 1375 هستم من از شش سالگی بیمار هستم میتونستم همه کار هام رو انجام بدم اما حالا خیلی قدرتم کم شده