پول،لجبازی،دروغ،اعتماد
آدما توهر سنی که باشن دست از لجبازی و دروغ
برنمیدارن. استرس تموم شدنی نیست واقعا سخته
دیدن گرگ ها تو لباس میش و اینهمه انرژی واسه
دعوا و لجبازی واسه پایین کشیدن همدیگه. هه این
حرفا منو یاد آدم بد های فیلم ها و کارتونا انداخت
با این تفاوت که تو اکثر فیلما باطن هر شخص به
وضوح قابل مشاهده اس یا تعداد شخصیت های منفی
یک یا سه نفر یا گروه مشخص بودن اما همه منفی
نبودن و خانواده ها با وجود تمام تفاوت ها و مشکلات
توشون یک یا چند نفر بود که قابل اعتماد باشه و حرفش
حرف باشه نه باد هوا و زر مفت واسه خر یا شیر کردن
این روزا پول واقعا مهمه اما بخاطرش شرف رو زیر پا
میگذارن و هر روز طمع بیشتر. بی اعتمادی جرم نیست
بانی بی اعتماد شدن مجرمه اما همیشه برعکسه. عدالت
مرده و همه عاشق دردسرن و الکی میگن آرامش میخان
دیگه باید عادت کرد هر چیز باید بهونه شر و دعوا بشه
فرق نمیکنه خوب باشه یا بد از هر چیزی باید یه شری
در بیاد نمیشه یه روز همه چیز آروم باشه باید حتما یه
شری دعوایی چیزی باشه برای بیشتر شدن کینه ها یا
گرفتن انتقام از هم اونم نه خودشون جلو نیان بقیه رو
با خر یا شیر کردن بفرستن جلو تا این دومینوی شر بی
پایان باشه و به خیال خودشون دلشون خنک شده و لذت
پیروزی رو چشیدن. آه و هزاران آه از دست همه که به
من استرس و دلهره و فضای نکبت آرامش قبل از طوفان
رو دادن تا تشنه تنهایی بشم منی که از تنهایی میترسیدم.
واقعا خسته شدم چهار سال فقط استرس میکشم و هر کاری
کردم نشده از سکوت دوساله تا شکستنش هر روز بد تر از
دیروز. تنها تر و بی اعتماد تر و ناامید تر و احساس خفگی
و بلاتکلیفی. همش دشمنی و کینه و انتقام و هزاران گره کور.
سلام من رضا جوادی متولد 1375 هستم من از شش سالگی بیمار هستم میتونستم همه کار هام رو انجام بدم اما حالا خیلی قدرتم کم شده