ما آدما همیشه به هم حسادت میکنیم بخاطر چیز

هایی که نداریم. فقیر به پولدار و حتی پولدار به

فقیر! عجیب نیست اصلا چون حتی به یتیم ها هم

حسادت میشه چون ما آدما عادت داریم همه چیز

رو برای خودمون میخایم و خیلی خود خواهیم و

به بدبخت تر از خودمون هم حسادت میکنیم چون

دلخوشی های کوچک موقتی که حتی ذره ای برای

تسکین درد ها موثر نیست هم برای خودمون میخایم

و نمیتونیم ببینیم کس دیگه ای با همه نداشته ها چیز

کوچکی داشته باشه چه دائمی چه موقتی و باید فقط

خودمون باید داشته باشیم و حسادتت این بلای عظیم

باعث خیلی از مشکلات ریز و درشت و کمر شکن

هم میشه و در بهترین حالت فقط باعث خودخوری

میشه و کل روز یا روز هامونو خراب میکنه البته به

شرطی که فقط نتیجه حسادت خودخوری باشه. و کار

دیگه ای نکنیم. من کسیو ندارم که این حرفا رو بهش

بزنم تا کمی آروم بشم حرفام چون غیبت کردن نیست

باعث سردرد میشه. لازم به ذکره منظورم این نیست

که من هیچوقت غیبت نمیکنم. اما این حرفا ته دلم بد

سنگینی میکنه و شنیدنش توسط اطرافیان میتونه بهم

آرامش بده که با شنیدن حرفام شاید یه حرفایی یه جا

هایی زده نشه و بذر کینه کمتر کاشته بشه و کمی از

تنفر ها کم بشه و شاید استرسم کمتر بشه اما همه فکر

میکنن میخام رئیس باشم و حرفام دستوره.اینکه ببینم

خبرچینی و غیبت تنمو میلرزونه. حق ندارم اعتراض

کنم. چون خورد و خوراکم تکمیله و باس همیشه بدون

هیچ اعتراضی خر و شیر کردن آدمایی رو تماشا کنم

اعتمادمو شکستن و سالها تمام وجودمو حتی تو روزای

عادی پر از استرس کردن. و محبت ها رو برام با بوی

بد دورویی و دروغ پر کردن تا این دنیا برام بشه مثل

یه کابوس وحشتناک بی هیچ عشق و محبتی فقط پول و

کینه و تیکه انداختن ها و منت و آرامش های قبل طوفان.