قرنطینه
سلام
حتما شنیدین درد رو از هر طرف بنویسی درده
واقعا درسته اما درد های شدید و زخم های دلو
نه میشه نوشت نه میشه به زبون آورد. من خیلی
وقته سعی میکنم زیر منت نباشم و منت هم نگذارم
اما فقط اختیار منت نگذاشتن دستمه. نزدیک سه
سالی میشه که خودمو قرنطینه کردم و تا حد امکان
سعی کردم نه سربار کسی باشم نه زیر منت اما باید
قبول کنم معلولیت یعنی منت یعنی آینده مبهم و تاریک
حالا چند ماهی هست که کرونا بعضیارو قرنطینه کرده
برخی میرن برخی کمتر و برخی کلا نمیرن بیرون که
بنظرم مختص پولدار هاست. قرنطینه آدم ها کنار هم
اونم آدم هایی که عاشق دوری و دوستی هستن واقعا
سخته. آدم هایی که زبون چرب و نرم و ظاهری پاک
و مهربون دارن اما درونشون هیولاییه که طمع قدرت
داره معمولا اینجور آدما تو اوج اعتماد زخم های کاری
میزنن جوری که از آدما ناامید و از دروغ متنفر بشی.
همیشه فکر میکنی دیگه بد تر از این دیگه محاله اما
میبینی دردی که کمرتو شکست خیلی پیش درد الانت
کوچیک تر بود. و هر روزت میشه بد تر از دیروز.
سلام من رضا جوادی متولد 1375 هستم من از شش سالگی بیمار هستم میتونستم همه کار هام رو انجام بدم اما حالا خیلی قدرتم کم شده