دلنوشته آرزو هام
سلام
دلم میخاد کوله بارو ببندم برم از اینجا جایی که
شبیه دنیای کودکیمه نه جایی که آدما هر روز کینه
هاشون بیشتر میشه و عصبانی تر میشن جایی
که هیچکس مریض نیست پول ارزشش اینقدر
بالا نباشه هر روز خنده های واقعی از ته دل
باشه. جایی که هر روز لبریز از آرامش باشه
جایی که هیچکس زیر منت کسی نباشه. جایی
که غیبت و جنگ نباشه همه اونایی که دوست
دارن این آرزو ها رو با خودم ببرم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۶ ب.ظ توسط رضا جوادی
|
سلام من رضا جوادی متولد 1375 هستم من از شش سالگی بیمار هستم میتونستم همه کار هام رو انجام بدم اما حالا خیلی قدرتم کم شده