سلام

بچه که بودم فکر میکردم همه بیماری ها واگیر دارن

برای همین از جلوی هر کسی که فکر میکردم بیماره

سریع و با نفس حبس شده رد میشدم به ویژه فرد معلول

یه روز با جعفر یه نفر که فکر کنم معلول بود رو مسخره کردیم

جعفر بچه ی پسر دایی مامانمه میگفتیم اون چاقه رو چقد چاقه

هه هه هه و...

بچه بودم اما تا اونجایی که حضور ذهن دارم بعدش پشیمون شدم

کم کم معلول شدم همین کم کم معلول شدن کلی عذاب و دردسره

که تو چند خط نمیشه نوشت اما برخیش رو مینویسم کم شدن زور

بصورت تدریجی فاصله گرفتن با سلامتی خجالتی شدن نا امیدی

منت خداحافظی با پر خوری در دوران کودکی انواع ظلم ها

از کسایی که فکرش رو هم نمیکردم سر رفتن

حوصله چاقی درک نشدن و...

تعداد دکتر هایی که رفتم از دستم در رفته البته همشون دکتر

نبودن دزد بودن نه فقط دزد پول بلکه دزد امید هم بودن

دکتر ها همه جوابم کردن

دزد ها که یکیشون در شهر ری نزدیک چشمه علی اگه درست

یادم باشه بود که با درمان های عجیب و غریب میگفتن خوب

میکنیمش چند جلسه ای گذشت و همش پول میخواستن

درمان های اول برای تمامی مراجعین یکسان بود و واقعا مسخره

حتی درخواست گردو کشمش و... از اونایی که باغ داشتن میکردن

دزد بعدی

در تنکمان با مالش های دردناک میگفت خوب

میکنم که بعش تو زرد از آب در اومد

پول در آوردن به هر قیمتی که شده واقعا بی شعوریه

و لقب دزد برای همچین کسایی کمه صد رحمت به دزد.

ورق برگشت و یه دختر بچه منو همونجور مسخره کرد و خندید.

یه مطلبی هست که در سطح اینترنت پخش شده

میگه از تمام ناشکری هایم خجالت کشیدم وقتی پسر بچه ی

معلولی را دیدم که میگفت خدایا شکرت که مرا در مقامی آفریدی

که هر کس مرا می‏ بیند تو را شکر میکند

از نظر من تا کسی زبونم لال طعم معلولیت رو نکشه هیچوقت

قدر سلامتی رو نمیدونه این شکر هم بعد چند دقیقه فراموش

میشه چون وقتی یه معلول رو می بینن عمق فاجعه رو نمی بینن

به این فکر میکنن که فقط نمیتونه راه بره. همین خودش هزار تا

مشکله الباقی مشکلات معلولیت بماند مخصوصا وقتی زور دست

کم باشه معلولیت سخته و هیچگاه جای شکر نداره مگر اینکه

حکمتش معلوم بشه یه جورایی دلیل محکمه پسند لازمه.

برای

خانه نشین شدن

منت

بی پر شدن با اینکه میدونی پرواز چه لذتی داره

خداحافظی با استقلال در انجام کار ها

برای اینکه حس کنی میون اینهمه آدم تنهایی

همه دنیات و آرزو هات بشه مجازی.